تبليغاتX
حالا هر چي

حالا هر چي

هيچوقت، هيچكس، معني هيچ را نمي‌فهمد، و همه دنبال هيچ هستيم
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 13:28  توسط محمد  | 

گربه نازنازی

(توضيح: اين شعر رو به صورت شعرهاي كودكانه بخونين)

بوي بد كثافت*** گوشت و خون و نجاست*** انگار كه گربه مرده*** انگار كه گربه مرده*** يه گربه نازنين*** خوناش همه رو زمين*** گربهه چشاش قشنگ بود*** همون كه رنگارنگ بود*** با گرز زدن تو سرش*** شكسته بال و پرش*** فرق سرش دريده*** رنگ از رخش پريده*** دل و رودش در اومد*** عمرش ديگه سر اومد*** انگار كه گربه مرده انگار كه گربه مرده*** يهو راسوهه غيبش زد

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 11:8  توسط محمد  | 

چرت و پرت

تازه از راه رسيده بود. خسته و كوفته. سراپا غرق در گرد و خاك سفر. سفري طولاني و خسته كننده. جلوي روش رو نيگاه كرد. چند قدم ديگه تا رسيدن به پلي كه مي‌رسوندش به مقصد نمونده بود. لبخند كوچيكي زد و ادامه داد. هنوز لذت شنيدن صداي راه رفتن روي پل چوبي رو درست و حسابي نچشيده بود كه يه چيز عجيبي اونو به سرعت به عقب هل داد و باعث شد تا سرش به زمين برخورد كنه. خودش هم نفهميد چي بود. من هم نفهميدم. تا مدت زيادي گيج گيج بود. بلند شد. به پل نگاه انداخت. روش رو برگردون و خودشو از دره به پايين پرتاب كرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 13:52  توسط محمد  | 

بابا حيدر مدد

يك عمر دنبال اين آهنگ بودم هر جا هم كه سرچ مي‌كردم اين آهنگ رو با صداي فرمان فتحعليان پيدا مي‌كردم. آخه به كي درد دلم رو بگم من اين آهنگ رو نمي‌خوام.

اينم از آهنگ خيلي خيلي قشنگ بابا حيدر مدد با صداي علي ايزدي نه با صداي فرمون فتحعليان

دانلود بابا حيدر مدد با صداي علي ايزدي

با تشكر از يك آدم خوب كه نمي‌شناسمش ولي به درخواستم جواب داد و اين آهنگ رو واسم گذاشت

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 10:7  توسط محمد  | 

كاش اينقدر بد بودم كه چيزهاي خوب نصيب من مي‌شد
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 23:25  توسط محمد  | 

گذشت...

ياد آن دوره شيرين ز كف رفته به خير!
یاد آن کودک در خاطره ها خفته به خیر!
ياد ايام سفر كرده به خير!
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 12:59  توسط محمد  | 

وقتی کوچیک بودم دیوار بزرگ بود
حالا که بزرگ شدم دیوار کوچیک است
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 18:42  توسط محمد  | 

گربه

یه گربه داشتم قهوه ای سیاه بود. خیلی شیطوون بود. خیلی خیلی هم ناز بود. اما حالا یکی از چشماش رو کور کردن. چرا؟؟؟؟
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 18:38  توسط محمد  | 

this is me

i'm a liar
i'm not a practical man
i'm just sloganeer, but i can't do anything
i don't care about anything
i'm not faithful
i easily lose my temper
if you need my hand, i would first ask you to give me money
when you die, i will cry to show how i loved you

i'm so cool

there is no one better than me

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 10:34  توسط محمد  | 

بچه های مدرسه والت

دوباره آپلودشون کردم. لینکها سالم هستن

 

bachehaye koohe alp


bachehaye madreseye valt

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 10:44  توسط محمد  |